«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانند ...

«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانند ...
همگان شعر دو چشمان تو را میخوانند ...
تو که از کوچهٔ غمگین دلم میگذری ...
تو که از راز دلم با خبری ...
تو چرا رسم وفایت گم شد ...؟
برق چشمان سیاهت گم شد ...؟
با توام ای مه مهتاب شبان ...
با توام زلف پریشان جهان ...
بی تو صد خاطره ام گریان است ...
بی تو اشکم نفسم باران است ...
بی تو دیگر نفسم بند آمد ...
قافیه یک دل خوش چند آمد ...؟
بی تو جوی دل من خشکیدست ...
بی تو مهتاب نهان است ز ابر ...
ابر غم باریدست ...
با تو گفتم با شرم با "تو" گفتم از دل ...
با تو از قصهٔ عشقم گفتم ...
و تو در اوج سکوت ...
با نگاهی پُِر تردید و خمود ...
گفتی از عشق حذر کن ...
نفسم بند آمد ...
اما ...
«بی تو مهتاب شبی» را باز هم میخوانم ...
چه تو باشیّ و نباشی باز هم میخوانم ...


"مخاطب خاص"
دیدگاه ها (۵)

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

جاده بی راهه

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

قسمت ۷

قسمت ۸(بخش دو)

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

Custom bride part : 17

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط