صدا ز كالبد تن برون كشید مرا
صدا ز كالبد تن برون كشید مرا
صدا شبیه كسی شد ، به بر كشید مرا !
صدا شد اسب ستم ، روح من کشان ز پی اش
به خاك بست و به كوه و كمر كشید مرا
بگو كه بود كه نقاشی مرا می كرد
كه با دو دیده همواره تر كشید مرا ؟!
چه وهم داشت كه از ابتدای خلقت من
غریب و كج قلق و در به در كشید مرا ؟!
دو نیمه كرد مرا ، پس تو را كشید از من
پس از كنار تو این سوی تر كشید مرا !
من و تو را دو پرنده كشید در دو قفس !
خوشش نیامد ! بی بال و پر كشید مرا !
خوشش نیامد ! این طرح را به هم زد و بعد
دگر كشید تو را و دگر كشید مرا !
رها شدیم تو ماهی شدی و من سنگی
نظاره تو به خون جگر كشید مرا !
خوشش نیامد ! این طرح را به هم زد و بعد
پدر كشید تو را و پسر كشید مرا !
خوشش نیامد ، این بار از تو دشتی ساخت
به خاطر تو نسیم سحر كشید مرا !
خوشش نیامد خط خط خط زد اینها را !
یك استكان چای ، از خیر و شر كشید مرا !
تو را شكر كرد و در ذره های من حل كرد
سپس به سمت لبش برد و … سر كشید مرا
صدا شبیه كسی شد ، به بر كشید مرا !
صدا شد اسب ستم ، روح من کشان ز پی اش
به خاك بست و به كوه و كمر كشید مرا
بگو كه بود كه نقاشی مرا می كرد
كه با دو دیده همواره تر كشید مرا ؟!
چه وهم داشت كه از ابتدای خلقت من
غریب و كج قلق و در به در كشید مرا ؟!
دو نیمه كرد مرا ، پس تو را كشید از من
پس از كنار تو این سوی تر كشید مرا !
من و تو را دو پرنده كشید در دو قفس !
خوشش نیامد ! بی بال و پر كشید مرا !
خوشش نیامد ! این طرح را به هم زد و بعد
دگر كشید تو را و دگر كشید مرا !
رها شدیم تو ماهی شدی و من سنگی
نظاره تو به خون جگر كشید مرا !
خوشش نیامد ! این طرح را به هم زد و بعد
پدر كشید تو را و پسر كشید مرا !
خوشش نیامد ، این بار از تو دشتی ساخت
به خاطر تو نسیم سحر كشید مرا !
خوشش نیامد خط خط خط زد اینها را !
یك استكان چای ، از خیر و شر كشید مرا !
تو را شكر كرد و در ذره های من حل كرد
سپس به سمت لبش برد و … سر كشید مرا
- ۱.۶k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط