{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَر وَقت دِلَم می گرفت ،💜 🏹

هَر وَقت دِلَم می گرفت ،💜 🏹
رو میکردَم بِش میگُفتم :✨
" یِکم بِخَند ، حآلِ دُنیآم بَده..!"🌎 🌹
لَعنتی خَنده نَبود که ؛🐨 💕
بگو دَوآ ^^🍃 بگو دَرمون **💋
دیدگاه ها (۱)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:24یونگی:ا ا.ت..صبر کن بب...

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

رمان دخت من

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط