‍

انگشتانم ؛
از کار افتاده اند
آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند

چشمانم؛
تار می بینند
آنقدر که انتظارت را
خیره مانده اند

پاهایم ؛
ناتوان شده اند
آنقدر که
عشقت را ایستاده اند

قلبم
اما
هنوز تند می تپد
تا وقتی که هستی
و عطر نگاهت را به آفاق می پاشی
دوست داشتنت
همچنان در رگ هایم جاریست .....

دوست داشتن ات مثل هواست که نباشی خفه میشوم.. دوستت داشتن ات مثل آیه هایی است که هر روز میخوانم اش و نخوانداش گناه کبیره..مهربونم. ممنونم که هستی و با بودن ات تحمل میکنم تمام این سختی های لعنتی رو..بیزارم از هرچی فاصله هست. بیزارم...بیزارم..بیزارم
عمرم. بد دوستت دارم..و بد دلم تنگ برات
بمیرم واسه دل تو عمرم.
دیدگاه ها (۱)

انگشتانم ؛از کار افتاده اند آنقدر که آمدنت را مشق کرده اندچش...

... ..انگشتانم ؛از کار افتادہ اند آنقدر کہ آمدنت را مشق کردہ...

انگشتانماز کار افتاده اندآنقدر که آمدنت را مشق کرده اند! چشم...

انگشتانم از کار افتاده‌اندآنقدر که آمدنت رامشق کرده‌اند!چشما...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

تقدیم به دوست عزیز و مهربانم انگشتانماز کار افتاده اندآنقدر ...

خدایا ..وقتی هرشب باد گیسوان خیالت را پهن می کند به کنج دلتن...

گاهی دلم میخواهد یک بیمار توهمی باشم یا اینکه فراموشی بگیرم…...

گاهی دلم میخواهد یک بیمار توهمی باشم یا اینکه فراموشی بگیرم…...

#عاشقانهنه چشمانت دریاست که بشه درشان غرق شد‌. نه گیسوان سیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط