part18

کوک: باشه
ا/ت: خب الان شمع فوت کن البته قبلش ارزو
کوک: باشه ارزومو سال دیگه بهت میگم
ا/ت: باشه
کوک: احساس میکنم خوب نیستی دلت خیلی درد میکنه
ا/ت:نه اوکیم
کوک: امشب بریم سینما
ا/ت: ببخشید من ژاپنی نمیفهمم
کوک: نه من معذرت میخوام
ا/ت: بهت قول میدم برگشتیم کره یه روز قرار بزاریم بریم
کوک: باشه
ا/ت: جونگکوک
کوک: بله
ا/ت: تولدت مبارک
کوک: ممنونم چیزی شده؟
ا/ت: دردش داره بیشتر میشه خیلی دلم درد میکنه
کوک: بریم دکتر
ا/ت: نه نمیخواد خوب میشه
کوک: نه باید بریم
ا/ت: خیلی وقته این درد دارم ولی الان داره بیشتر میشه
کوک: ماشین بیرونه بریم دکتر
ا/ت: نمیخوام تولدتو خراب کنم
کوک: فدای سرت سلامتیت مهمتره بریم


کوک
یک ساعت بعد
👩🏻‍⚕️: دکتر تشخیص داده باید هرچی سریعتر عمل بشه
کوک: چرا عمل چیشده؟
👩🏻‍⚕️:نسبتتون باهم چیه؟
کوک: دوست صمیمیش هستم
👩🏻‍⚕️: بفرمایید این فرم پر کنید داخلش بیماریش هم نوشته شده شما هم باهاش صحبت کنید برای عمل
کوک: باشه
ا/ت: چی میگفت؟
کوک: ا/ت من دکتر نیستم اینارو نمیفهمم ولی باید عمل بشی
ا/ت: عمل؟ مطمئنی
کوک: اره اروم باش درد نداره بیهوشت میکنند خیلی وقته این درد داری
ا/ت: اره ولی تاحالا دکتر نرفته بودم
کوک: اروم باش دکتر داره اماده میشه برای عمل
ا/ت: من میترسم
کوک: گفتم چیزی نیست
ا/ت: نه من نمیخوام عمل کنم
دستشو گرفتم
کوک: خوب میشی
ا/ت: کنارم میمونی
کوک: اره من همینجام تا وقتی عملت تموم بشه کنارتم
ا/ت: بعدش میری
کوک: نه کنارت میمونم
ا/ت: احتمال داره بمیرم
کوک: چی؟
ا/ت: میگم احتمال داره بمیرم
کوک: نه بابا اروم باش
ا/ت: باشه ولی اگه مردم به داداشام بگو خیلی دوسشون دارم و ناراحت نشن از مردن من
کوک: ا/ت
ا/ت: خب من میترسم
کوک: دکتر اومد برو
ا/ت: باشه تو باهام نمیای
کوک:من؟ نه اجازه نمیدن
ا/ت: دکتر میشه جونگکوکم بیاد
کوک: کره ای نمیفهمن
ا/ت: باشه من رفتم

کوک
چند ساعت بعد
کنار ا/ت بودم ا/ت هنوز بیهوش بود
کم کم چشماشو باز کرد
کوک: ا/ت
ا/ت: ججونگکوک
کوک: خوبی؟
ا/ت:اره کار نداری اینجا موندی
کوک: نمیتونستم تنهات بزارم
ا/ت:برو من زنگ میزنم لانا بیاد
کوک: نه نمیخواد من وسایلتو رفتم اوردم
ا/ت: خب من برمیگردم کره
کوک: نه باید بمونی هنوز خوب نشدی صبر کن من برم دکترو بگم
دستمو گرفت
ا/ت: جونگکوک
کوک: بله
ا/ت: معذرت میخوام
کوک: برای چی؟
ا/ت: وقتتو گرفتم نزاشتم بری سرکار مهمتر از همه اینا اینکه تولدتو خراب کردم
کوک: گفتم که فدای سرت تولد هرسال میشه گرفت
ا/ت: 😊

فردا
ا/ت
از خواب بیدار شدم
جونگکوک کنار تختم خوابیده بود بیدار شد
کوک: بیدار شدی
ا/ت: چرا اینجا خوابیدی؟
کوک: نرفتم خونه دکترت گفت میتونی امروز بری
ا/ت: باشه بلیط میگیرم برمیگردم
کوک: نه باید هنوز بمونی..

#فیک
دیدگاه ها (۲۴)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

تکپارتی جونگ کوک

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت دوازدهم دکتر حدود چهل مین اومد دکتر ( جین )در حال معای...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

پارت ۳

معرفی اولین فیکمون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط