{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روانی منP9

هوانگ:لی‌هانا چرا داری میلرزی؟
هانا:آم..چیزی نیست خب..چیزه
لیا:آقای هوانگ فکر کنم هانا روی کیم تهیونگ کراش زده(نیشخند)

^کل کلاس جز لانیا خندیدن
هانا:چی؟نه نه همچین چیزی نیست من فقط..
لیوانا:هانا جون از تو انتظار نمیرفت عاشق یه روانیه مافیا بشی(خنده)

هوانگ:دوستان بسه!هممون خوب میدونیم هانا بچه ی خوبیه و شماها حق ندارید بهش تهمت بزنید!(کمی داد)
^بچه ها ساکت شدن
ولی لیا یه نگاه بد به هانا کرد

هوانگ:خب کمی درس هارو مرور کنید که میخوام امتحان رو شروع کنم
_هانا به لانیا نگاه میکنه و لانیا زیر لب میگه
لانیا:نترس هواتو دارم
هانا:عشقی داداش
2min
هوانگ:پارک‌لوئن بیا برگه هارو پخش کن
لوئن:چشم استاد
^لوئن سمت معلم میره و برگه هارو میگیره ی طبق شماره ها پخش میکنه و وقتی به هانا میرسه میگه
لوئن:فایتینگ هانا(با لبخند)
هانا:ممنون پارک

+امتحان شروع شد+
ویو لانیا
کلی خونده بودم و جواب های لازم رو روی برگه برای هانا نوشتم
اگه معلم من رو ببینه بدبخت میشم
بابام میکشتم

1ساعت بعد
باورم نمیشه تونستم همه ی جواب هارو به هانا بدمممم گیلیلیلی
هوانگ:برگه هارو بدید دوستان
منو هانا اولین نفر بلند شدیم
هانا:اصلا افتخار داریمااا(زیرلب)
لانیا:۲۰نگیریم اسمم غلام‌حسین(زیرلب)

رفتیم سمت معلم و برگه هارو دادیم
هوانگ:اوه چه زود(کمی نگاه میکنه)آفرین خیلی خوب جواب دادید
هانا:درسخونیم دیگههه
هوانگ:حرفت خوب بود دیگه از کلاس برید بیرون
لانیا و هانا:چشممم
*لانیا و هانا با افتخار رفتن بیرون

هانا:لانیا میخوام یه چیزی بگم
لانیا:بگو گوش می‌کنم
هانا:اول بشین
^روی نیمکت جلوشون نشستن
هانا:خب راستش یادته بهم گفتی دوست پسر داری یا نه؟
لانیا:اره یادمه
هانا:من دوست پسر دارم
لانیا:جان؟؟؟اینکه خیلی خوبههههه.،ولی اخه چرا گفتی نداری؟
هانا:اون یه آدم معمولی نیست لانیا
<لانیا کمی شکاک میشه>
دیدگاه ها (۰)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁹﴿ویو ات﴾چند بار اسمم را روی برگه خواندم...

پارت 6 ویو آتدو روز از مسابقه گذشته بود.آت بالاخره احساس می...

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

From hate to lovePart:6وقتی رسیدم دقیقا ساعت هشت بودکه لیا ر...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

Like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇13ویو نامجون: روز امتحان: روز امتحان...

part 13

Do I love him, or do I hate him?p:²که مچم توسط یکی گرفته شد_...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط