{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شهادت_امام_هادی_علیه_السلام

#شهادت_امام_هادی_علیه_السلام

سوختم از اثر زهر و خدایا کردم
جگر سوخته را هدیه به زهرا کردم

درد بسبار به دل دارم و همدردی نیست
دردهایم همه با گریه مداوا کردم

از جفای متوکل به خدا خسته شدم
گر چه با او همه عمر مدارا کردم

گاه می برد پیاده زپی خویش مرا
سوختم شمع صفت دیده چو دریا کردم

گه شنیدم که دشنام به زهرا می داد
پسر حیدرم و صبر چو مولا کردم

آن شبی را که مرا برد سوی بزم شراب
مرگ خود را زخداوند تمنا کردم

پسر فاطمه را جام تعارف می کرد
جای او شرم من از حی تعالی کردم

دست بسته چو شدم وارد آن بزم شراب
یاد از عمه خود زینب کبری کردم

یاد آن روز که در شام خرابش بردند
بازوی بسته سوی بزم شرابش بردند
دیدگاه ها (۵)

ّ

وااااای که چقدر این شعر زیباست لطفا کامل بخونین اگه گریه کرد...

بخون موهای تنت سیخ میشه مردونه..بخون اما ناراحت نشو ؛؛؛!!!دو...

ّ

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ۹ نهم

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

حمایت نمیشه زیاد خوشگلا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط