{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوشه ای از قلبت را...

گوشه ای از قلبت را...
برای من بگذار
زبانم لال،
لبخند اگر از لب هایت پرید و نم اشکی به چشمت چکید
شب هایت اگر بی ماه شد و
لحظه هایت بی پناه...
اگر ،...آن ها که شریک شادی هایت بودند
سهمی از غصه هایت بر نداشتند و ..
بی هوا،رهایت کردند
آن وقت،، من ...
آغوش می شوم برای تنهایی ات ....
پا به پایت درد می کشم
شانه به شانه ات می ایستم
ذره به ذره بغض را از شاخه های تنت بیرون میکشم
من ...
به درد تو می خورم
گوشه ای از قلبت را،
برای من بگذار...‌


#آذین_قانع
دیدگاه ها (۱)

لبخند بزن خوبِ من! نگاه کن؛ روی شیشه‌های پنجره طرحی از صبح ک...

تورا...نه با چشم هایم میبینم و نه با گوش هایم می شنوم تنها ...

ای تُف به جهانِ تا ابد غم بودنای مرگ بر این ساعتِ بی هم بودن...

فرقی نمی‌کنه وسط کلاس درس، پشت چراغ قرمز یا موقع پختن ناهار،...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

dark life = 17

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

وقتی حسودی میکنه و ...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

From Hatred to My Love

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط