روزگـاری مــاهم ای گل چــون تـو یـــاری داشتیم

روزگـاری مــاهم ای گل چــون تـو یـــاری داشتیم

ایـن چنـین رســـوا نبودیم اعتبـاری داشتــیم

مـا که امــروز ایـن چنین افتاده ایـم از چشــم خـلق روزگاری ســر در آغــوش نـگاری داشتیــم


ای کــی میبینـی مـــرا با پشت خـم
ایـن زمستــان را نبین ،

ماهـــم بهاری داشتــیم .
دیدگاه ها (۴)

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 1,2انقدر ادم های...

Enemys Embrsce [ part ۲۵ ]

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

صبح روز بعد، وقتی بیدار شدم، مایکی کنار پنجره ایستاده بود.پی...

چند ماه از روزی که ا/ت و سوکجین رسماً با هم وارد رابطه شده ب...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

Intertwined fate of two enemies-part 1

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

فیک

I'm not jealous part 57خواست چیزی بگه که یهو گوشیش زنگ خورد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط