{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه مغرورم نه دلسنگم ، نه از تحقیر میترسم

نه مغرورم نه دلسنگم ، نه از تحقیر میترسم
پر از بغضم ولی از " اشک بی تاثیر " میترسم

حریفی خسته ام، شطرنج بازی که کم آورده
که از پیچیده بازی های این تقدیر میترسم

میایی، چای مینوشی، برایت شعر میخوانم
من از سردرد این رویای بی تعبیر میترسم

هم از شهر پر جمعیت آشفته بیزارم
هم از تنها شدن در خانه ی دلگیر میترسم

دلم صحرا و دریا را به آتش میکشد روزی
ازین دیوانه، این مجنون بی زنجیر میترسم
@nanioushan
دیدگاه ها (۴)

آن هنگام که عطر بهارنارنج در آن کلام مقدس پیچید من تورا از پشت چشمهان بسته ام دیدم .خوبی های تو را و لطف تورا .....

جان به جانش کنی دلتنگ است پاییز را میگویم می آید ...و تمام ن...

لا النثر نثرٌ و لا الشعر شعر اذا ما همستِ : احبک! نه نثر، ...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

,:نه مغرورم نه دلسنگم ، نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از ...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

. نه مغرورم، نه دلسنگم، نه از تحقیر می ترسمپر از بغضم ولی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط