{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسم

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسم
پر از بغضم ولی از "اشک بی تاثیر" میترسم

حریفی خسته ام، شطرنج بازی که کم آورده
که از پیچیده بازی های این تقدیر میترسم

میایی، جام مینوشی، برایت شعر میخوانم
من از سردرد این رویای بی تعبیر میترسم

هم از شهر پر جمعیت آشفته بیزارم
هم از تنها شدن در خانه ی دلگیر میترسم

دلم صحرا ودریا را به آتش میکشد روزی
ازین دیوانه، این مجنون بی زنجیر میترسم...

#حسین_دهلوی
دیدگاه ها (۱)

برای دلم گاهی مادری مهربان میشوم دست نوازش برسرش میکشممیگویم...

ﺗﻮ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ...ﺁﻧﻬﺎ ﯾﮏ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻭﻗﺎﯾ...

من آسمانِ پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم...

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جاذبه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط