(دیدار اول )

(دیدار اول )
[پارت ۱]
امروز بالاخره میتونم برای اولین بار برم فن ساین و بی تی اس و تیهونگ رو ببینم خیلی خوشحالم من تو کره زندگی میکنم ولی هیچ وقت نتونستم بی تی اس رو ببینم و امروز بالاخره فرا رسید حاضر شدم و رفتم فن ساین تمام اعضا رو دیدم آخری که تهیونگ بود امضا گرفتم و میخواستم برم خونه چند قدم اونور تر یه پارک بود که من همیشه میرفتم و میشستم رو سندلی رفتم نشستم هنزفری گذاشتم و داشتم آهنگ گوش میکردم بعد یه ساعت بارون گرفت من عاشق خیس شدن تو بارونم نشسته بودم و به آسمون خیره بودم که کسی بهم گفت
+میتونم بشیم؟
_بله بفرم... کیم تهیونگ؟؟؟؟؟
+خودم هستم
_برفرمایید
+ممنون (نشست)
_ یه سوال میتونم بپرسم؟
+بفرمایید
_چرا الان اینجایید؟
+که شمارو ببینم
_جان
+به نظر دختر خوبی میای بیا باهم دوست باشیم
_من که همینجوری با دهن باز عین این مونگلا به تهیونگ زل زده بودم گفتم :عامممم باشه
+پس شمارتو بهم بده
_بفرمایید (دادم بهش )
+اینم شماره من (اونم داد)
_ ممنون
+خیلی کم حرفی؟
_بعضی وقتا چطور
+آخه تو فن ساین فقط امضا گرفتی و تنها کسی دو کلمه گفتی سلام خیلی دوستتون دارم من بودم
_تو بایسمی
+جدا
_بله ام راستی من چتر دارم میخواین من استفاده نمیکنم از خیس شدن زیر بارون خوشم میاد
+نه ممنون منم خوشم میاد
_نمیرین خونه سرما میخورین
+واقعا حوصله خونه رو ندارم امشب اعضا باهم جمعن
_یونتان کجاست؟
+پیش مادرم
_میخواین خونه من بمونین؟
+نه ممنون مزاحم میشم
_این چه حرفیه بیان بریم نزدیکه تو کوچه ..... هست
+واقعا میتونم بیام؟
_البته
+پس بریم
فردا بقیشو میذارم 💞
دیدگاه ها (۰)

اوخییییی

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

رفتار سرد

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۱ویو راوی نورا ب...

عشق میان ما پارت۸

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط