آئين شب يلدا (شهو زمسان) درکوردستان
آئين شب يلدا (شهو زمسان) درکوردستان
بخش هفتم
خوردن بيش از اندازهي طعام شب چله در قديم كه امكانات محدود بود اين شب در واقع فرصتي بود براي شكمي از عزا درآوردن، زيرا در روزها و شبهاي عاد ي خوراك خانواده بسيار معمولي بود، مانند آشها و غذاهاي محلي كه پر حجم و يا غير مغزي بود. و بسياري در انجام مراسم شب چله نبوده امّا فرهنگ اين مردم اقتضا ميكرد هر خانواده د وسع خود به اين شكل احترامي براي شب اول زمستان قائل شدند زيرا زمستان از فصول ارزشمندي است كه در آن نعمت برف است.
بنده مطلع نيست چرا در گذشته برف زيادي ميباريد و حالا شايد به يك صدم آن زبان نرسد. از كودكي به ياد دارم آنقدر برف ميباريد كه در *** از سالها در كوهستانهاي رفيع برف سالهاي گذشته آب نشده بود. زمستان نيز ميرسيد برفها روي هم انبار ميشد. كوچه ما پر از برف بود و در بعضي از محلات كه كوچههاي تنگ بود برفها هم سطح بامها ميشد و ما كه به مدرسه ميرفتيم همسايگان يك كوچه از ميان برفهاي كانال حفر ميكردند كه كودكان و پيران بتوانند به راحتي عبور كنند.
اين برفهاي انبوه فراوان و چنان زمين را مايهدار ميكرد كه هيچگاه آب چشمهها و رودها خشك نميشد، در حال ميبينيم كه بيشتر چشمههاي قديمي خشك شده و رودخانههاي پر آب و پر از ماهيان بزرگ و كوچك نيز از ميان رفتهاند و فقط در فصل بهار آن يك ماه تا چهل روز آن رودخانهها آي دارند سپس خشك ميشوند، مراتع ضعيف و زمينهاي خشك و روستاها با حداقل آب زندگي ميكنند. البته چند رودخانه بزرگ در كردستان از اين قاعده مستثنا هستند.
احترام شب چله به احترام فصل پر بركت زمستان بود حالا كه بارش برف اندك شده ولي مراسم هنوز برپاست.
بخش هفتم
خوردن بيش از اندازهي طعام شب چله در قديم كه امكانات محدود بود اين شب در واقع فرصتي بود براي شكمي از عزا درآوردن، زيرا در روزها و شبهاي عاد ي خوراك خانواده بسيار معمولي بود، مانند آشها و غذاهاي محلي كه پر حجم و يا غير مغزي بود. و بسياري در انجام مراسم شب چله نبوده امّا فرهنگ اين مردم اقتضا ميكرد هر خانواده د وسع خود به اين شكل احترامي براي شب اول زمستان قائل شدند زيرا زمستان از فصول ارزشمندي است كه در آن نعمت برف است.
بنده مطلع نيست چرا در گذشته برف زيادي ميباريد و حالا شايد به يك صدم آن زبان نرسد. از كودكي به ياد دارم آنقدر برف ميباريد كه در *** از سالها در كوهستانهاي رفيع برف سالهاي گذشته آب نشده بود. زمستان نيز ميرسيد برفها روي هم انبار ميشد. كوچه ما پر از برف بود و در بعضي از محلات كه كوچههاي تنگ بود برفها هم سطح بامها ميشد و ما كه به مدرسه ميرفتيم همسايگان يك كوچه از ميان برفهاي كانال حفر ميكردند كه كودكان و پيران بتوانند به راحتي عبور كنند.
اين برفهاي انبوه فراوان و چنان زمين را مايهدار ميكرد كه هيچگاه آب چشمهها و رودها خشك نميشد، در حال ميبينيم كه بيشتر چشمههاي قديمي خشك شده و رودخانههاي پر آب و پر از ماهيان بزرگ و كوچك نيز از ميان رفتهاند و فقط در فصل بهار آن يك ماه تا چهل روز آن رودخانهها آي دارند سپس خشك ميشوند، مراتع ضعيف و زمينهاي خشك و روستاها با حداقل آب زندگي ميكنند. البته چند رودخانه بزرگ در كردستان از اين قاعده مستثنا هستند.
احترام شب چله به احترام فصل پر بركت زمستان بود حالا كه بارش برف اندك شده ولي مراسم هنوز برپاست.
- ۱.۴k
- ۲۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط