🍁او می اید🍁
🔸کل کش دف زن رقاصه منم/خواهان خوشی معشوقه منم
🔸آن معشوقه شیرین سخن خوش کامه/در نظرش به سان خاره امدیم و خوشش باد باده
🔸ساقیا جام شرابی دهم به سرخی گلگون لبش/بلکه خماریم زتن بر آرم به تلخی حرامش
🔸یارا چه کنیم که به وصالت نداشتیم امان/خوش باشد ان کس که بر بالینش رسید معشوقمان
🔸یارب چه کنم که وصلت ما بود حرامی؟/تو خود رب چون منانی،چه حالی؟
🔸یارب خانه غم گشت دل دیوانه من/مکن خانه بختش به سان حال ویرانه من
🔸بارالها تو کریمی،تو بصیری،تو عظیمی/مبینی چه ها گویند از پریشان حالی عاشقی
🔸خالقا دست دلشکستگی دارم به سویت/امید نجات پریشان حالی عاشقی دارم به سمایت
🔸مبادا تو نیز چون اهل خاکیانت/اهل غض و خدو آیم به درگاهت
🔸دانم که پست و حقیرم/دانم که خطاکارم و حضیضم
🔸چه کنم که ندارم غیر تو دستگیری/بی کسان و اوارگان را تو سرپناهی
🔸از کهن روز گویند یاران خریدارن معرفت و غیرت/غافل که بر یار ما زر و سیم خوشتر ز مردانگیت
🔸پیش از انکه دیده تر کنی بر انتظار یار/گو کجاست و کجایم بر ره دیدار یار
🔸یارا مگو سخن از وفای عهد عاشقی و ماندگاری/سپیدی رخت عروست،سردی کفنم از بهر گوری
🔸گر زمانی گذر از کنج گورم کردی/مبادا غمی بر دل و اشکی به چشم برگیری
🔸معشوق من دانی که طاقت ندارم به غمت/مبادا من گردی بر باد گردون شوم به فراموشیت؟!
🔸چه کنم که نتوانم دید کس غیر تو/چه کنم که ندارم توان به فراموشی غیر تو
🔸چه کنم از تاریکی اندرونی بیتم که گورم کردی؟!/چه کنم با دل ویرانه که به سان مرگم کردی
🔸یارب دل بشکسته ام نزد طبیب برم؟!/ ندانی طبیبم بی من خوشتر نزد حبیب به قصد ترکم؟
🔸من ماندم و نفسی که می اید و میرود/من سالیان است که جان داده ام که او می اید
نویسنده:ندای نسیم
🔸آن معشوقه شیرین سخن خوش کامه/در نظرش به سان خاره امدیم و خوشش باد باده
🔸ساقیا جام شرابی دهم به سرخی گلگون لبش/بلکه خماریم زتن بر آرم به تلخی حرامش
🔸یارا چه کنیم که به وصالت نداشتیم امان/خوش باشد ان کس که بر بالینش رسید معشوقمان
🔸یارب چه کنم که وصلت ما بود حرامی؟/تو خود رب چون منانی،چه حالی؟
🔸یارب خانه غم گشت دل دیوانه من/مکن خانه بختش به سان حال ویرانه من
🔸بارالها تو کریمی،تو بصیری،تو عظیمی/مبینی چه ها گویند از پریشان حالی عاشقی
🔸خالقا دست دلشکستگی دارم به سویت/امید نجات پریشان حالی عاشقی دارم به سمایت
🔸مبادا تو نیز چون اهل خاکیانت/اهل غض و خدو آیم به درگاهت
🔸دانم که پست و حقیرم/دانم که خطاکارم و حضیضم
🔸چه کنم که ندارم غیر تو دستگیری/بی کسان و اوارگان را تو سرپناهی
🔸از کهن روز گویند یاران خریدارن معرفت و غیرت/غافل که بر یار ما زر و سیم خوشتر ز مردانگیت
🔸پیش از انکه دیده تر کنی بر انتظار یار/گو کجاست و کجایم بر ره دیدار یار
🔸یارا مگو سخن از وفای عهد عاشقی و ماندگاری/سپیدی رخت عروست،سردی کفنم از بهر گوری
🔸گر زمانی گذر از کنج گورم کردی/مبادا غمی بر دل و اشکی به چشم برگیری
🔸معشوق من دانی که طاقت ندارم به غمت/مبادا من گردی بر باد گردون شوم به فراموشیت؟!
🔸چه کنم که نتوانم دید کس غیر تو/چه کنم که ندارم توان به فراموشی غیر تو
🔸چه کنم از تاریکی اندرونی بیتم که گورم کردی؟!/چه کنم با دل ویرانه که به سان مرگم کردی
🔸یارب دل بشکسته ام نزد طبیب برم؟!/ ندانی طبیبم بی من خوشتر نزد حبیب به قصد ترکم؟
🔸من ماندم و نفسی که می اید و میرود/من سالیان است که جان داده ام که او می اید
نویسنده:ندای نسیم
- ۵.۴k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط