{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد
خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم کرد

آمدم گریه کنم تا تو نگاهم بکنی
چون ستاره به تماشای شب تارم کرد

آمدی خواب مرا از چه پریشان کردی
گفتی عاشق شده ام عشق تو بیمارم کرد

آمدی خانه ی ویرانه گلستان کردی
بوسه ای از لب تو شهره ی بازارم کرد

آمدی دل ببری؛ یا بخری؛ فهمیدم
وقت خواب آمدی و عطر تو شکارم کرد
دیدگاه ها (۳)

ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتندکنج قفس ، زندانی ات کردند...

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم شب نصیبم روزگارم را کجا...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

ص۴۸پریسا دستم را گرفت و از جمعیت بیرون رفتیم دوباره خودش  شد...

my littel boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط