{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد
خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم کرد

آمدم گریه کنم تا تو نگاهم بکنی
چون ستاره به تماشای شب تارم کرد

آمدی خواب مرا از چه پریشان کردی
گفتی عاشق شده ام عشق تو بیمارم کرد

آمدی خانه ی ویرانه گلستان کردی
بوسه ای از لب تو شهره ی بازارم کرد

آمدی دل ببری؛ یا بخری؛ فهمیدم
وقت خواب آمدی و عطر تو شکارم کرد
دیدگاه ها (۳)

ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتندکنج قفس ، زندانی ات کردند...

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم شب نصیبم روزگارم را کجا...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

خواب رویایی part: ۵ کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط