#تسلیت🏴

#تسلیت🏴

#شعله از ابر، فقط #اشک تمنا میکرد
عجب از منطق #دریاست که حاشا میکرد

در دل وحشت و #آتش وسط #اقیانوس
دست و پا میزدیُ #آب تماشا میکرد

#محمدقاجار

⚫ ️تورامیسپارم به دامان #دریا⚫ ️
دیدگاه ها (۶)

چند پارتی بازی ممنوع

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

شعله از ابر، فقط اشک تمنا میکرد،،عجب از منطق دریاست که حاشا ...

رفتی ولی کجا؟ تو به دل جا گرفته‌ای دل جای توست گرچه دل از ما...

تقدیم به ملوانان جان بر کف ایرانباز هم آتش به پا شد باز هم پ...

رفتی ولی کجا؟ تو به دل جا گرفته‌ایدل جای توست گرچه دل از ما ...

رفتی ولی کجا؟ تو به دل جا گرفته‌ایدل جای توست گرچه دل از ما ...

لیلی نام تمام دختران زمین استخدا گفت: زمین سردش است. چه کسی ...

مثلِ یک شعله ی آتش که به دریا زده بود جرأت سرد شدن را به تما...

اشک می‌بارم، بیا این ابر و باران را ببیندشتِ تر را دیده‌ای، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط