maryam000
۲۰۸
پسند
شعله از ابر، فقط اشک تمنا میکرد،،
شعله از ابر، فقط اشک تمنا میکرد،،
عجب از منطق دریاست که حاشا میکرد..
در دل وحشت و آتش، وسط اقیانوس،
دست و پا میزدیُ آب تماشا میکرد
#تسلیت
🏴
دانلود
۳۰۸
۲۴ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (
۱۰
)
پارت ۱۳
the end-part 1
بیدی از بلور، سپیداری از آب،فوارهای بلند که باد کمانیاش می...
### 🕯️ پارت هشتم: آینهی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...
#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...
چند پارتی بازی ممنوع
**پارت ۱۴**ده دقیقه بعد، با چشمهایی که از شدت خشم و غرورِ ج...
"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟚𝐏𝐚𝐫𝐭:۴۴محض اطمینان نگاه ریزی به راننده ا...
#oneshatبا نگاهی سرد و کمی اخم آلود از دفتر کنفرانس بیرون آم...
#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغها توی گوشش می...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین