. سلامتی اون بامرامی که تو داد گاه به رفیقش گفت داداش رف

. سلامتی اون بامرامی که تو داد گاه به رفیقش گفت داداش رفاقت تاوان داره منم تاوانشو میدم زندان که چیزی نیست مال مرده. حرف آخرش این بود که داداش حواست به عشقم باشه، رو کرد به عشقش گفت عشقم منتظرم باش ولی وقتی برگشت با بغض گفت سلام داداش، سلام زن داداش.
دیدگاه ها (۳)

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

Part ³⁰ویو لیلییکی زدم به شونش + خیلی بدجنسی مال من واقعا یه...

رفتار سرد

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.17اون تنها شد تنها...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط