{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بیشتر از اینکه صبور باشم، حسودم...

من بیشتر از اینکه صبور باشم، حسودم...
به چی یا کی، خیلی مهم نیست...
من به هر اتفاقی که یه سمتش تو باشی و طرف دیگش خودم نباشم حسودم...
من ساعتای زیادی به عکسای تو خیره می‌شم و به آدمایی نگاه می‌کنم که چقدر شبیه من نیستن،
به لبایی که تو رو صدا می‌زنن،
به گوشایی که از تو می‌شنون،
به چشمایی که تو رو می‌بینن...
و به این فکر می‌کنم که چقدر آرزو داشتم تا همه اونا من بودم...
آدما؛
مرگ مشخصی دارن که حتما ازش بی‌خبرن،
اما من
مطمئنم
از حسادت دق می‌کنم...
دیدگاه ها (۱)

F

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

My lovely neighbor part : 66

part:11&: ا/ت، نمی‌خوای بلند بشی؟ همه دارن نگامون می‌کنن. «خ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁷ | پارتـ ⁷🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎دستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط