نشست تو ماشین، دستاش میلرزید، بخاری رو روشن کردم
نشست تو ماشین، دستاش میلرزید، بخاری رو روشن کردم
گفت: ابراهیم ماشینت بوی دریا میده
گفتم: ماهی خریده بودم
گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمیده
گفتم: هر چیزی مپقه مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگشه...
گفت: من بمیرم
بوی تو رو میدم؟؟
گفت: ابراهیم ماشینت بوی دریا میده
گفتم: ماهی خریده بودم
گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمیده
گفتم: هر چیزی مپقه مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگشه...
گفت: من بمیرم
بوی تو رو میدم؟؟
- ۱۲.۶k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط