-gambling- -p¹⁴-

فردا صبح

تهیونگ روی تخت چشم هاشو باز کرد
دیشب هم کابوس دید
کابوس اینکه جونگکوک با جانگ بهش خیانت کرده کابوسی که برای اون حقیقت بود
آروم از لای در اتاق بیرون رو نگاه کرد کسی نبود
شاید دیروز توهم زده بوده سمت قرص مربوط به توهمش رفت و دوتا ازش خودر
چون شدت در کابوس دیروز از همیشه بیشتر بود
گوشش رو برداشت تا از بوگوم حالی بپرسه

که صدای نفس آشناست پشت سرش حس کرد
جونگکوک:چیکار میکنی عسلم

توهم نبود اون واقعی ترین قاب در این دنیا بود

تهیونگ با لکنت:میخواستم...ز..زنگ...ب..بزنم ج.جیم...جیمین

جونگکوک گوشی رو ازش گرفت
+اونم درگیر خوشگذرونی با یونگیه

تهیونگ با شوک پرسید
-یونگی؟اون مگه با جیهوپ نیست چرا پس جیمین دوباره برا چی برگشته جیمین حالش بد بود بعد از آخرین بار
جونگکوک از پشت تهیونگ رو بغل کرد
+جیهوپ بهش خیانت کرد فهمید از اون اول باید به عشق اولش اعتراف میکرده

تهیونگ:عشق اول؟جیمینه

جونگکوک نفسی از عطر پسرش کشید:اوهوم ولی خیلی ناراحته

تهیونگ که بعد از سال ها انتظار بالاخره اون آغوش رو داشت تکون ریزی خورد و ادامه داد:از چی ناراحته جیمین بیشتر آسیب دیده

جونگکوک:منم بیشتر از همه آسیب دیدم.

تهیونگ:اگه میشه وام کن لطفا

جونگکوک ازش فاصله گرفت اونم نمی‌دونست یونگی چرا عصبیه چرا قراره با جیمین اینطوری کنه نمیفهمید تو مغز هیونگش چی میگذره هیچکس نمیفهمید


خونه جیمین!

جیمین با درد پایین تنش از خواب بیدار شد هنوزم روی کاناپه بود و دیلدو داخلش هنوزم روشن بود به زور خودشو تکون داد درد میکرد با هر حرکت کوچیک درد میکرد
از پله بالا رفت تا داخل اتاق خودش یونگی رو پیدا کرد

جیمین:م...میشه ....درش بیاری...نمیتونم دیگه

یونگی از پنجره خیابون رو نگاه می‌کرد حتی نگاهی هم به پشت سرش ننداخته جیمین احتمال داد تو فکر باش پس نزدیک تر شد و درست کنارش وایساد

جیمین:میشنوی ....یونگی...

یونگی دود سیگارش رو توی اتاق رها کرد
و بعد سیگار تازه روشن شده رو توی جا سیگاری که الان پر بود خاموش کرد سمت جیمین رفت محکم اونو به دیوار کوبید و اون وسیله کذایی رو در آورد
جیمین خودشو کنترل کرد که موقع آزاد شدن از دست اون دستگاه تحریک کننده ناله نکنه ولی حنجره اش بهش خیانت کرد

جیمین:عاحح

یونگی پوزخندی زد :راحت شدی هوم.

جیمین:ا...اره

هر دو توی چشم های هم غرق شده بودن که چشم های که سال ها بود درونش خونده نشده بود شناخته نشده بود فهمیده نشده بود رام نشده بود جیمین بعد از این همه سال حالا دوباره داری به چیزی نگاه میکنه که باعث تولد این عشق شد هر دوی غرق در تماشا و وصف چشمان یکدیگر بودن

حمایت!
دیدگاه ها (۱۴)

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 28صبح روز بعد...

دوست دختر جونگکوک رو دیدی؟ 😧جونگکوک میگه بهترین دختر جهانه🤣د...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت دوم: کسی که جونگکوک...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۶: مردی که جونگوک رو می‌شناختسکوت سن...

تهکوک که دارن این دنس معروف برزیلی رو میرن و مود یونگی که از...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط