اینکه #شمعدانی را

اینکه #شمعدانی را
«جانم»صدا می‌زنم
دست خودم نیست

همیشه فکر می‌کنم
که گل‌ها را تو بدنیا آوردی
به گلدان مریم و نرگس و یاس
یا همین بنفشه و شب‌بو نگاه کن!
زیبایی‌شان به تو رفته
تنهایی‌شان به من!


☘️🌺☘️حمید جدیدی☘️🌺☘️


#حمید_جدیدی#شعر#شاعرانه
#عاشقانه#ویسگون#ماسوله
دیدگاه ها (۰)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 6 | آدمِ دردسرسازیک هفته از شروع ترم گذشته بود...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

I want to love you forever part 2

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط