PART 12

( پارت آخر )
تهیونگ بعد ۱۰ مین رفت خونش .
ا/ت هم ۲ مین بعد از رفتن تهیونگ از حمام آمد بیرون و رفت لباسشو پوشید ( اسلاید بعد ) بعدش موهاشو سشوار کشید و شونه کرد .
______________________________________
( ا/ت ویو )
موهامو باز بزارم قشنگ تره ... آهااا راستی قرار بود از کوک گوشیمو بگیرم .
کووووووووک ؟!
کوکی : بلهههههه؟
ا/ت : بیاااا .
کوک : اوکی دیگه انقدر داد نزن .
ا/ت : میشه لطف کنی و گوشیمو بدی ؟!
کوک : آها اوکی بیا .
ا/ت : تنک بیبی .
کوک : راستی ا/ت ؟!
ا/ت : بله کوک ؟!
( کوک یه حلقه در آورد و به ا/ت گفت دوست داری ملکه ی زندگیم بشی ؟ )
ا/ت : بلهههههههههه .
بعدش کوک ا/ت رو بوس بارون کرد و تو هوا چرخوند ...
________________________________________
( پرش زمانی ۱ هفته بعد )
فردا روز شنبه عروسی کوک و ا/ت بود ...
ا/ت ویو : وااای خیلی خوشحالم فردا عروسیمههههه .
رزی : آره بالاخره یک بدبختی تورو گرفتتتتت .
ا/ت : رزی فاتحتو بخوووون .
رزی : شکر خوردممممم . کوک کمکککککک زن دیوانت میخواد منو بکشه ....
( راوی : بالاخره شنبه رسید و عروسی ساعت ۶ بود .... ا/ت و کوک عروسیشونو بدون مزاحمت هرگونه احمقی گرفتند و بعد ۱ سال صاحب یک دختر به اسم لونا شدند . ( اسلاید ۳ )
و به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کردند .
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

Forbidden love①⑥ا/ت: نه... نه! محاله... امکان نداره بچه‌ای و...

🖤 قسمت اول: معامله ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمدی، ازدواج اجبا...

پارت ۳۰

رمان رفتار سرد

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

اسم فیک : Ilove you pt1ویو ا/تخیلی خوشحالم فردا قراره با کوک...

رابطه اجباری (پارت ۱۸)

فیک من عاشقتم عشقم☆پرش زمانی♡☆فردای اون روز☆&ا. ت: جونگ کوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط