{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جین

چندشاتی جین

part 1

کلید رو داخل قفل در چرخوند و کفشاش رو در آورد.. وارد شد و با دیدن وضعیت عصبی شد و تعجب کرد....

بلند داد زد

+جینننن این چه وضع خونس؟

تا دختر رو دید ، هول شد و سریع بلند شد..

-سلام...

+کوفت... هیچ خونه رو دیدی ؟

-چیه مگه به این تمیزی

+تمیز؟ به بالشت اونجاست، لباست وسط خونه.. یه عالمه ظرف ‌کثیف تو آشپز خونه و کلی چیز دیگه

-خب؟

+خب؟ فقط ۲ ساعت نبودم جنگ جهانی به پا کردی؟ بمب ترکیده

- عهههه

+کوفت گمشو خونه رو تمیز کن

-نمیخوام

+جین بخدا دین دمپایی رو میکنم رو حلقت

-اهه حال ندارم

+جین همین که گفتم

با بی حوصلگی بلند شد و شروع کرد یه تمیز کردن خونه..

دختر هم روی مبل نشست و دستور میداد...

۲ ساعت بعد

-اییی خسته شدم دختر

+نخیر ... هنوز آشپزخونه و ظرفا مونده

-ات....
دیدگاه ها (۴)

پارت چهارم جین به سمت حمام رفت نیم ساعت بعد بیرون آمد و رفت ...

فیک تهیونگ

𝓹𝓪𝓻𝓽 ۴۱ ات دوباره رفت تو اتاق آماده شد اومد بیرون در اتاقشو ...

پارت ۱۱ روز بعد، از صبح مشغول مرتب کردن خونه بودم.پسرخاله‌ام...

★彡   Part 43 彡★برگشتم روبه تهیونگ، اما اون مجال گفتن حرفی رو...

#میکاپ_آرتیست_من

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁰...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جیمین لبخند کوچیکی زد و به چشمای دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط