حسرت

حسرت

روزی میرسد

که دلت برای هیچکس

به اندازه من تنگ

نخواهد شد

برای نگاه کردنم ،

خندیدنم،اذیت کردنم و...

برای تمام لحظاتی

که در کنارم داشتی

روزی خواهد رسید که

در حسرت تکرار دوباره ی من

خواهی بود

میدانم روزی که

نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد.
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو استری کیدز

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

امیدوارم جوابم رو بدی فری اسمت رو کامل نمیگم که بفهمن کی هست...

پارت اول

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐اولین چیزی ک...

بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که ...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

(وقتی دو هفته میره تور جهانی و...)

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت ششم | گردنبندی که مال من نبود«مادرت؟»«آر...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط