نه راهی به رویا می‌رسد

نه راهی به رویا می‌رسد
نه رویایی به راه

بر می‌گردم
به رنگ‌های رفته‌ی دنیا
به موهای مادرم
پیش از آنکه پدر ببافدش

به خاک
پیش از آن که تو
در آن به خواب روی

و آن کتاب کوچک غمگین
- پیامبر شدن در جزیره‌ی متروک -

از هم
به هم گریخته‌ایم
از خاک به زیرِ خاک
و انگار تمامِ جاده‌ها را
با پرگار کشیده است
و انگار #مرگ،نقطه‌ای است
که به پایانِ تمامِ جمله‌ها می‌آید

و آن پرنده‌ی کوچک
که رویای من و تو بود
در دهانش برگی گذاشته‌اند
تا سکوت کند

از شب به شب گریخته‌ایم
دست‌هایت را به تاریکی فرو ببر
و هر چه را که لمس کردی #باور_کن...
 
📜 📜 📜
دیدگاه ها (۱۵)

در پسِ این کوچه‌های مه‌گرفته، دور و تارمی‌درخشد خنده‌ای، مان...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :دوستِ خیانت کار صدای تپش قلب «...

مادری روی زمین نشسته تا هم‌قد دست‌های پسرش شود.آب را که روی ...

پارت ۱۷سکوتِ میانِ آن‌ها، سنگین‌تر از تمامِ نبردهای گذشته بو...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

اتاقی که وجود نداشت(part3)روزهای بعد، خانه دیگر به اندازه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط