part 6

part 6

ا.ت : باشه بریم

کوک : خوب بیا با ماشین من بریم

ا.ت : باشه ، چی بخوریم حالا

کوک : نمیدونم نظر تو چی

( سوار ماشین شدن )

ا.ت : ام نمیدونم

کوک : بریم سوخاری بخوریم

ا.ت : اره برمی

کوک : بس برم

ویو کوک
خیلی خوش حالم که بلاخره به ا.ت رسیدم ولی نمی‌دم کی بهش بگم من خون آشامی هستم ولی خون نمی‌خورم

ویو ا.ت
وای برگام خوشحالم که بهش گفتم باید به مینی پیام بدم بگم دیر تر میرم دنبالش گوشیم رو بر داشتم تا به مینی پیام بدم که .


کوک : خوب چه خبر.

ا.ت : هیچ خبر

کوک : چیکار می‌کنی

ا.ت : هیچی به مینی پیام دادم گفتم دیر تر میرم دنبالش

کوک : جایی میخواستی بری مزاهم شدم

ا.ت : نه بابا مزاهم چی نه جایی نمی‌خوایم بریم فقط مینی چند وقت میاد پیش من.

کوک : چرا

ا.ت : چون پدر و مادرم رفتن سفر و به همین زودیاک نمیان

کوک : اها ، خوب رسیدیم آنجا خیلی سوخاری های خوش مزه ای داره

پیام مینی به ا.ت : باشه خوش بگذره 😁

ویو ا.ت
رفتیم تو کوک رفت سفارش بده منم نشسته بودم که دیدم مینی چه پیامی داده ای خدا از دست این منحرف و بعد جوابشو ندادم و کوک هم آمود

کوک : خوب رنگ مورد علاقت چی

ا.ت : رنگ های کلاسیک مخصوصاً مشکی

کوک : چه جالب منم عاشق مشکی هستم ، تارخ تولد چند

ا.ت : ( یه چیزی خودتون تصور کنید)

کوک : ببخشید زیاد حرف میزنم

ا.ت : نه نه نه اصلا زیاد حرف نمیزنی ، تاریخ تولد تو چند

کوک : .. ( خودتون میدونید دیگه )

گارسن : بفرمایید سفارستون چیزی لازم داشتید درخدمتم ، با اجازه

بعد تست سوخاری تند

ا.ت : وای چه تندخوش مزه ای

کوک : اخ سوختم

ا.ت : بیا یک از این بخور خوب میشی

کوک : ممنون تو چطوری نمیسوزی

ا.ت : چون خیلی غذا های تند رو دوست دارم و زیاد میخورم

کوک : پس دفه بعدی می‌برمت یه جا هست غذا های خیلی تندی داره

ا.ت : هر چقدر میخوای سریع کن ولی من نمیسوزم

کوک : خواهیم دید

ا.ت : باشه

کوک : ( میخند )

ا.ت : یه سوال

کوک : بپرس

ا.ت : مینی بهم گفته که تو یه مافیایی درسته

کوک : خوب .... ا ... اره

ا.ت : بیا یه قولی بدیم

کوک : چه قولی

ا.ت : از هم چیزی رو مخفی نکنیم

کوک : باشه

ا.ت : ممنون خیلی خس مزه بود

کوک : من که حسابی سوختم

ا.ت : 🤣🤣🤣🤣

کوک : ا.ت بااینکه من مافیام مشکلی نداری

ا.ت : راستش نه ولی باید قول بدی که مراقب خودت باشی باشه عشقم

کوک : باشه عشقم

ا.ت : ( سرخ میشه از حرفش )

کوک : اوت چیزی شده

ا.ت : نه

( رفتن تور ماشین نشستن )

کوک : ا.تیه چیزی بهت میگم ولی نباید بترسی

ا.ت : چه چیزی

کوک : من ....من.....من

ا.ت : بزار حتص بزنم

کوک : شوخی نمیکنم

ا.ت : منم همینطور

کوک : باشه بگو

ا.ت : تو یه خون آشام هم هستی

کوک : از..... از ....کجا فهمیدی ، ولی اینو بدون من خون نمی‌خورم و به نور حساس نیستم کلان یه رنگ پوستم و دندونامه

ا.ت : می‌دونم راستش من از روی زاحر و خیلی چیزای دیگه راحت آدما رو میشناسم

کوک : عاشقتم

ا.ت : من بیشتر

کوک : خوب رسیدیم کی دوباره میتونم ببینمت

ا.ت : اول بزار من یه چاره ای برای مینی پیدا کنم همش داره موخمو میخوره

کوک : ( میخند ) باشه

ویو ا.ت
با خودم گفتم بزار دلو بزنم به دریا و یقه لباس کوک رو گرفتم و بوسیدمش

ویو کوک
خیلی کار بهمیی کرد دلی چون خوشم اومد هم راهی کردم

چند مین بعد

ا.ت : تا بعد میبینمت عزیزم خدافظ

کوک : هی ا.ت وایسا

ا.ت : چی شده

کوک : ......

ادامه دارد .....
لایک کن
دیدگاه ها (۳)

تکپارتی جونگ کوک

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

سرنوشت پارت (۱۲)

سناریو سو پارت اخر

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط