{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ايستادن اجبار كوه بود،
رفتن سرنوشت آب،
افتادن تقدير برگ و

ايستادن اجبار كوه بود،
رفتن سرنوشت آب،
افتادن تقدير برگ و صبر پاداش آدمي...
پس بي هيچ چشم داشتي حراج محبت كنيم كه همه ي ما خاطره ايم!
دیدگاه ها (۱)

نزدیک پاییز است

جنگل نفرین شده پارت ۲

«رایحه پنهان»صبح‌ها، جونگ‌هیون همیشه قبل از بقیه بیدار می‌شد...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟔بالاخره بعد از ساعت ها ماشین سواری به ...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط