ايستادن اجبار كوه بود،
رفتن سرنوشت آب،
افتادن تقدير برگ و

ايستادن اجبار كوه بود،
رفتن سرنوشت آب،
افتادن تقدير برگ و صبر پاداش آدمي...
پس بي هيچ چشم داشتي حراج محبت كنيم كه همه ي ما خاطره ايم!
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

**(پارت ۱۱ - شروع طوفانیِ جدید: بازیِ شکنجه و خونسردی)**با ص...

🍂🌤️✨ سه‌شنبه، پنجم آبان‌ماه ✨🌤️🍂💛❤️ یک سه‌شنبه‌ی پاییزی دیگر...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

🥀🖤🍂 ای کاش می‌ماندی… 🍂🖤🥀🥹💔 ای کاش می‌ماندی… 😔🕊️ای کاش هنوز ب...

زمرد های صورتی پارت¹¹لوکا: معلومه که به من ربط داره دامیان :...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط