( عشق اجباری ی مافیا پارت ۱۹ )

ویو جیمین
مهمون ها داشتن میرفتم که ا/ت کای رو بغل کرد جوری عصبی شدم که رگ گردنم بیرون زده بود بعد رفتن مهمون ها من از موهای ا/ت گرفتمو و اونو بردم تو اتاق
ا/ت:ایییی ولم کنننن غلط کردمکمممک
جیمین:تنبیه ات می کنم که دیگه از این غلطا نکنی.
(گایز یه قسمت کوچک برین اونجا بخونین
رو میزارم تو کامنت ها)





جیمین می بینه که ا/ت از شدت خونریزی بیهوش شده.

جیمین ا/ت رو بلند می‌کنه و به دکتر زنگ می زنه!
جیمین:چطوره ؟
دکتر:ایشون خیلی ضعیفن لطفاً مراقب باشید.
جیمین:مرسی خداحافظ.
جیمین می‌ره بالا سر ا/ت.
جیمین:ا/ت چرا حرص منو در میاری اون کای اصلا آدم خوبی نیست همه ی اینکارا همه ی این چیزا بخاطر اینه که من دوستت دارم.
ا/ت:چی؟

ادامه دارد......

خماریییی 😹


خب گایز پیج قبلی من مسدود شد می تونین تو بیو پیداش کنید و پارتای قبل رو پیدا کنید ولی یه پارت که اسمات بود حذف شده و فعلا نمی تونم آپ ش کنم. لطفاً حمایت کنید تا پیج قبلیم درست شه و انفالو نکنید پیج قبلیمو.

#فیک #سناریو #وانشات


ساری اگه بد بودد.مایل به حمایت؟؟✨
دیدگاه ها (۳۳۳)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

(دلداده) ♡ویو ا/تجونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنو...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط