پس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی ست، که آزادی را به لبا

پس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی ست، که آزادی را به لبان برآماسیده گل سرخی پرتاب میکند، ورنه این ستاره بازی حاشا حاشا چیزی بدهکار آفتاب نیست، نگاه از صدای تو ایمن می شود، خوشا نظربازیا که تو آغاز می کنی...
دیدگاه ها (۴)

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد رو د...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط