{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سجاده اش همیشه پر از عطر یار بود

سجاده اش همیشه پر از عطر یار بود

پیشانی اش به سجده دائم دچار بود

هم زین العابدین زمان بود و هم لبش

گل خانه ی صحیفه ی سبز بهار بود

🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

Five

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

دختری که ملکه ی جهنم شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط