{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#زیباست ✨ °•👇

#زیباست ✨ °•👇

دلم را سپردم بہ بنگاه دنیا و هے
آگهی دادم اینجا و آنجا 🌍 ⚡ ️|
هر روز برایِ دلم
مشتری آمد و رفت🚶 🏻 "
و هے این و آن
سرسری آمد و رفت✋ 🏻 °•

ولے هیچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد..؛
دلم قفل بود کسے قفل قلبِ
مرا وا نکرد🗝 ~
یکے گفت: چرا این اتاق
پر از دود و آه است؟!😑 🍃
یکے گفت: چرا دیوارهایش سیاه است؟!
یکے گفت: چرا نور اینجا ڪم است!؟✋ 🏻
و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصہ و ماتم است.🏴 '••


و رفتند و بعدش
دلم ماند بی مشتری{°💬 °}
و من تازه آن وقت گفتم:
خدایا تو قلب مرا میخری!؟|'♥ ️'|
و فردایِ آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست-/🌿 👑 /-
و در را به روی همہ پشت خود بست...!
و من رویِ آن در نوشتم:
ببخشید،دیگر برای شما
جا نداریم،از این پس به جز او
کسے را در اینجا نداریم.🙃 🌸 🎈 •°
#دختـــر_‌بهــارے
دیدگاه ها (۵)

پارت ۵۲ صدای قفل شدن در، همه را به سکوت فرو برد.کلیک...جونگ‌...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ایوان پرسید:«چی شده؟»پاندورا به تصویر خیره...

پارت ۲۹ | درِ آخرقفل با صدای بلندی چرخید.تق!درِ آهنی آرام با...

دردسرهای بچه داری پارت ۲

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت هفت

𓆩 پــارت دهــم 𓆪 🖤🥀ساعت چهار صبح بود.عمارت قدیمی در میان مه ...

LESSON

`` قشنگ تربن اشتباه ``chapter : ²part : ³دیگر چیزی نگفت.بی‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط