P17

ویو هه این:

از اتاقش رفتم بیرون که هان دیدم خوشم نمیومد باهاش دوباره چشم تو چشم بشم بی تفاوت از کنارش رد شدم که دستم گرفت
_هه این
+چیه
_میخواستم بگم بابت چیزی که دیروز گفتم متاسفم
+خیلی خب چیکار کنم باید ببخشمت؟
_منظورت چیه یعنی نمیبخشیم*تعجب
+ معلوم که نه
سرد بهش نگاه کردم و ادامه دادم
+ببخشید کلمه ای که ادما برای رفع کردن گناه خودشون میگن و منم نمیبخشمت چون با این حرفت هیچی عوض نمیشه
دستش پس زدم به راهم ادامه دادم که اخم کرد
_دوباره بهم ثابت شد که تو همون قاتل دیوونه ای
به راهم ادامه دادم بهش اهمیت ندادم سایکو بودن برای من یه تفریح بود پس اصلا هم برام مهم نبود اون چی میگه
رفتم توی سالن که دیدم همه جمع شدن

برگشتممم این پارت کوتاه پارت بدی بیشتره
لطفا حمایت کنین خواهش میکنم از اینکه میخونین واقعا ممنونم ولی میشه لایک کنین
دیدگاه ها (۰)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

رمان عشق ممنوع

وقتی پریود بودی💙پارت ۲از خواب بیدار شدم...حقیقتا خیلی خوب بو...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

وقتی خون آشام بود❣️پارت ۱ویو انجلا:رفتار های عجیبی ازش میدید...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.33 (روایت از زبان جون...

ازدواج اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط