{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یک خانه قدیمی میخواهد

دلم یک خانه قدیمی میخواهد
با حافظ خوانی
آن هم از زبان تو دو استکان چای داغ .....
زمستان باشد ؛
در و پنجره ها را ببندم
تو بنشینی کنارم و شعرت را بخوانی و
من مات نگاهت کنم
آنقدر مات که تو بخندی به دیوانگی ام
دلم یک زندگی ساده میخواهد
پر از لحظات با تو بودن پر از صدای تو .پر از سکوت من
و خالی از هر چیز دیگر .......
دیدگاه ها (۵)

کاشکسی بیاید...کسی که بتواندتکه‎هایم راپیدا کند،بچسباند کنار...

چقدر طفره میرودکارشناس هواشناسی امروزهوا کمی ابری...گاه بارا...

وقتی کودک بودم گاهی خودم را در گنجه مرباهای مادرم پنهان می ک...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

پروانه جان

پارت بیست‌وسوم: طنینِ ابدی 💍 (پایان)[ظهر — گوشه‌ی آرام گالری...

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط