دلم یک خانه قدیمی میخواهد
دلم یک خانه قدیمی میخواهد
با حافظ خوانی
آن هم از زبان تو دو استکان چای داغ .....
زمستان باشد ؛
در و پنجره ها را ببندم
تو بنشینی کنارم و شعرت را بخوانی و
من مات نگاهت کنم
آنقدر مات که تو بخندی به دیوانگی ام
دلم یک زندگی ساده میخواهد
پر از لحظات با تو بودن پر از صدای تو .پر از سکوت من
و خالی از هر چیز دیگر .......
با حافظ خوانی
آن هم از زبان تو دو استکان چای داغ .....
زمستان باشد ؛
در و پنجره ها را ببندم
تو بنشینی کنارم و شعرت را بخوانی و
من مات نگاهت کنم
آنقدر مات که تو بخندی به دیوانگی ام
دلم یک زندگی ساده میخواهد
پر از لحظات با تو بودن پر از صدای تو .پر از سکوت من
و خالی از هر چیز دیگر .......
- ۶۳۰
- ۲۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط