بی اختیار

بی اختیار
دستهایش راگرفتم!
ضربانم تندتر از همیشه میزد
جور دیگری نگاهم کرد
به گمانم، به دنیا آمده بود
که ویران کند
بنیان مرا...
دیدگاه ها (۲)

داستان کودکانه «دوستِ پنهان در میان گل‌ها و ستاره‌ها» به نوی...

شروع فصل دوم..

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

رمان انتقام ازدواج کامل

یک مکث کوتاه یک سوال بزرگ

‼️حق الناس شوخی بردار نیست❗️⚠️ بیست سال است شلاقِ یک «اِی» ر...

اول مهرماه و منتخبی از کلاس درس دوست

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :خداوند سبحان، انسان کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط