گوشت را بیاور

گوشت را بیاور
اعترافات یک آدم سنگیست
خوب گوش کن
این روزها بی تو دنیا برایم کابوس مطلق است
تو را نخواسته بودم
کوه خواستم که شانه هایش آهن باشد و دلش دریا
از کدام اقیانوس سرریز کرده ای
که سنگ میان سینه ام به هرم چشم هایت
موم شد
باش تا همیشه
این دل دیگر تاب جدایی ندارد
دیدگاه ها (۱)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

⭕️ امامی که حواسش به همه هست...🔻توی صف مهمانسرای حضرتی بودیم...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_6فصل...

بیاور شانـه هایت را کـه آشفتــه سـر آوردم به فریادم برس با خ...

خدایا : من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم. همانی ک...

خدایا :من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم.همانی که ...

تسکین حال بد من!مسکن آرامش! این کدام بهانه است؟!این کدام تو؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط