☺ سناریو BTS ☺

☺ سناریو BTS ☺


موضوع: وقتی برادر ناتنیت هستن و تو توی مهمونی لباس باز میپوشی😈👗




نامجون: اروم چنگی به کمرت میزنه و باحالت دارکی کنار گوشت میگه برین خونه حسابت رو میرسه😒💔



جین: تمام مدت با پوزخند به کارهات توی مهمونی نگاه میکنه 😏😉



جی هوپ: بهت محل نمیده ولی از دور مراقبه کسی مزاحمت نشه☺❤


شوگا: تمام مدت مهمونی پیششی و بهت گفته از کنارش تکون بخوری جر.ت میده😎❤



جیمین: سری به نشونه تاسف برای تو که زیاده روی کردی و مست کردی تکوت میده بلندت میکنه و با خداحافظی از دوستاش می برتت خونه تا استراحت کنی😇❤



تهیونگ: تورو کنار خودش مینشونه و همش دستش روی رونته و فشارش میده🤤❤



جونگ کوک: اول نمی دونست لباست بازه ولی وقتی وارد مهمونی شدید و پالتوی بلندت رو دراوردی با دیدن اون ی تیکه پارچه بد عصبی شد و تمام مهمونی به این فکر میکرد چطور تنیهت کنه که حرفش رو گوش بدی😠😈
دیدگاه ها (۱)

how much i love you so...

پارت ۶تاریکی مطلق، تنها چیزی بود که تو رو احاطه کرده بود. صد...

#تک‌پارتی_چان🐺توضیح🐺چان یه پسر از دانشگاه بود که کنار تو روی...

#مافیا_عزیز_من#Part29فلیکس با قدم‌های بلند و پرقدرت، در حالی...

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

سناریو هنتای باجی ژاااننندرخواستی شروععععععععاز سرکار برگشته...

دردسر های سه روزه ( پارت ۶ ) سونیک دست شدو رو گرفت و به کارگ...

مافیای من

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط