{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهاری روشن از امواج نور

در زمستان غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

روزی از این تلخ و شیرین روزها ...



روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای ز امروزها، دیروز ها



دیدگانم همچو دالان های تار

گونه هایم همچو مرمر های سرد

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود

من تهی خواهم شد از فریاد درد



خاک میخواند مرا هر دم به خویش

می رسند از ره که در خاکم نهند

آه شاید عاشقانم نیمه شب

گل به روی گور غمناکم نهند ...



می رهم از خویش و میمانم ز خویش

هرچه بر جا مانده ویران میشود

روح من چون بادبان قایقی

در افق ها دور و پنهان میشود

می شتابند از پی هم بی شکیب

روزها و هفته ها و ماه ها ...



چشم تو در انتظار نامه ای

خیره میماند به چشم راه ها ...



لیک دیگر پیکر سرد مرا

می فشارد خاک دامنگیر خاک

بی تو دور از ضربه های قلب تو

قلب من می پوسد آنجا زیر خاک ...

بعد ها نام مرا باران و باد

نرم میشویند از رخسار سنگ

گور من گمنام میماند به راه ..

فارغ از افسانه های نام و ننگ

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۸)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

007-پنهان در مه - پارت ۹۲

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط