Part10

Part10
The last part
کوک:ا.ت من تورو بیشتر از اون چیزی که تصور کنی دوست دارم(و حرفای کلیشه ای فیک ها).
آیا حاضری با من باشی......
.
+(نمد)بلهع
.
و هم دیگه رو بغل کردن .
و اعضا هم اومدن دست زدنننننن
هورااااااا.
.
بعد با کوک رفتن خونهع
.
ویو کوک
واییی باورم نمیشه ا.ت قبول کرد باهم باشیم.
کوک:ات تو قبل از این ماجرا ها از من خوشت میومد.
+عاشقت بود ولی فکر میکردم عشق ی طرفست
کوک:منم همین فکر رو میکردم برا همین خیلی استرس داشتم.
+اشکال نداع بزرگ میشی یادت میره
کوک:😐😐😐
+شوخی کردم
دیگه اینا مهم نیس مهم اینه که الان ما باهمیم.
کوک:آره ، خیلی خوشحالم.
+منم همینطور
.
همو بغل میکنن.
+بریم شیرموز بخوریم؟
کوک:آرعععععععههههههه بریممممممم
+آرامششششششش
کوک:مسئله شیرموزه ها
+بله ، ببخشید
کوک:بیا بریم
.
وباهم شیرموز خوردننننم
و این شیرموزه معجزه کرد و این دو عزیز به پای هم شیرموز شدن(همون پیر شدن خودمونه)
‌
پایان.
امید وارم خوشتون بیاد.
شاید فصل ۲ رو هم بنویسم.
ولی الان ب خاطر درسام خیلی درگیرم.
مرسی که درک میکنین.
💔💔🥹💔💔
❤️❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۱۲)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

سناریو مایکی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط