یه وقتایی لازمه این گوشیه لعنتی رو خاموش کنی...

یه وقتایی لازمه این گوشیه لعنتی رو خاموش کنی...
تکیه بدی به دیوار دلت،بگی امروز فقط با همیم...
هرچقد دوست داری حرف بزن،هرچقد دوست داری گله کن...
حق با توئه،من زیاد وقت گذاشتم واسه بعضیا...
من زیاد از خودم وخودت خرج کردم واسه بعضیا...
من زیاد سوختم پای بعضیا...
یه وقتایی لازمه در گوش دلت بگی:
قول میدم دیگه به این زودیا خر نشم،
بعد برداری این دل بیچاره رو ببری سینما، ببری پارک، ببری یه رستوران،
بشینین لذتش رو ببرین...
یه پیرهن زیبا براش بخری،یه عطر تازه که تو رو یاد دلت بندازه،دلت رو یاد تو...
یه وقتایی لازمه،گاز بگیری زبونت رو،بگی ساکت شو،اصلا نمیخوام حرف بزنی،غیبت نامردا رو نکن،ولشون کن،ما خودمون با هم باشیم کافیه...
یه وقتایی لازمه رو قلبت بزنی،آقا...خانوم
تعطیل شد،داریم میریم سفر،میریم عشق و حال،میریم واسه خودمون باشیم...
شرمنده،من و قلبم باید بشینیم پای حرفای دلم،فعلا تعطیلیم،فعلا سفریم...
یه وقتایی واقعا لازمه این گوشیه لعنتی رو خاموش کنی...
دلِ...یهو میگیره...یهو میمیره...😔
دیدگاه ها (۶)

سناریو جونگکوک

پارت ۵: شروعِ یه زندگیِ جدید!هنوز تو شوکِ آزمون بودم که بالا...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

چطؤر مثل ؤؤنیؤنگ زیبآ بآشیم🐰🎀ᩘຼꨶ᮫ِ𖧵ֹֺֽ໋໋݊         ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ׅ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۴عشق یا حسرتجونگ کوک:سوار شین توضیح میدم ویو کوک میدونس...

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

پارت ۳۰

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۵به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط