پارت ۳۰

(صب وقتی مونا بیدار شد مریانا نبود.. همه جا رو گشت و رفت پیش پذیرش(پذ)
$ شما یه خانم قد بلند با موهای تقریبا کوتاه ندیدید؟
پذ: اها اون خانم رو میگید… ساعت سه صب از کشتی زد بیرون خیلی مضطرب به نظر میرسید.. کسی هم با قایق اومده بود دنبالش
$ نمیدونید کجا رفت؟
پذ: فقط شنیدم با تلفن حرف میزنه و میگه که دستت بهشون بخوره دیگه زنده نیستی
$ وای نه..
(مونا سریع وسایلشو بر میداره و با یکی از قایق ها میره سمت شهر… وقتی میرسه همه جا رو دنبال مونا میگرده…یهو یکی میزنه به تنش و یه برگه بهش میده… مونا باز میکنه و میبینه نوشته اگر مریانا برات مهمه بیا به این موقعیت… مونا سریع میره اونجا(یک سینماست که کلی دوربین پخش زنده روشنه…مونا وقتی میرسه میبینه مریانا زخمی بسته شده به یک میله… می‌خواد بره سمتش که دو نفر از پشت میگیرنش… رامون،راوا و آنا میان بالای سر مریانا)
» خیلی وقت نیست که ندیدمت ولی بازم مشتاق مردنتم
(مریانا اینقدر زخمی بود که نمیتونست حرف بزنه)
(رامون چاقوشو در آورد و کرد تو سینه مریانا)
@ اههه(داد و درد)
$ مریانا(گریه شدید)
( همون موقع راک و جک هم با دستای بسته آوردن و کنار مونا گذاشتن)
! قراره امروز مرگ عزیزتون رو ببینید(خنده شیطانی)
@ ه…هر.. کاری میخوای… با..هام بکن ولی… به اونا .. کاری نداشته باش
~ خوبه… خیلی دلم می‌خواد بدونم که اگه کل مردم بفهمن تو مافیای اول امریکایی و در کنارش جراح هم هستید چه فکری میکنن راجبت
# قرار نیست بفهمن
» چرا اتفاقا کل دوربین های اینجا در حال گرفتن پخش زندست …( خنده بلند و شیطانی)
@ لطفا… اگ..اگه میخوای کاری کنی با من بکن به اونا صدمه نزن
(چاقو هنوز توی سینه مریانا بود… رامون پاشو میزاره روی چاقو و فشار میده توی سینه مریانا)
جک،راک: رئیس(نگران)
$ مریانا لطفا … ببخشید(گریه شدید)
@ بهتون گفتم باید بعد من چکار کنید… عیبی نداره
(ارامون میخواست یه خنجر دیگه بکنه توی شکم مریانا که مریانا بلند میشه و با خنجر خودش میزنه توی سینه رامون… از پشت هم گروه مریانا میریزن داخل و مونا و جک و راک رو ازاد میکنن.. ولی مریانا میگه نزارید بیان نزدیک)
دیدگاه ها (۰)

**پارت ۱۳ *در با صدای مهیبی بسته شد و قفل چرخید. جونگکوک کتش...

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

سوپرایزز_ _____༄_____نام : هاتاکوفامیل : کامادولقب : هاتا...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 3 | تو چرا برات مهمه؟!لوئیس لپ‌...

مافیای من

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۰

☆خب خب پارت جدید ریکشن☆

پارت ۳۴ویو صبح/ا.ت با صدای آلارم گوشیش بیدار میشه و میبینه ت...

PART 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط