{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک : عشق بی انتها

فیک : عشق بی انتها

ویو ات
اما الان دیگه حس میکنم که به مکس علاقه ای ندارم
چند مین بعد
بعد چند مین استاد با یه پسر اومد که خیلی جذاب و کیوت بود وقتی وارد شد همه بجز من و لینا داشتن ذوق میکردم و جیغ میکشیدن استاد گفت: سلام بچه ها خوبین امروز یه دانش آموز جدید داریم ( رو به کوک ) خودت رو معرفی کن
کوک: سلام من جونگ کوک هستم شما میتونید من رو کوک صدا کنید امید وارم سال خوبی رو داشته باشیم
استاد خب میتونی پیش ( اسم اون دختره یادم رفت ) لورا بشینی لورا داشت با نیش خند نگاه به کوک میکرد و کوک با تنفر به لورا نمیدونم چرا ولی حس میکردم بین این دوتا چیزی هست

چند مین بعد

استاد زر زراش تموم شد من و لینا تا رفتیم بیرون مکس رو دیدم که داشت با دخترا لاس میزد واقعا برای خودم متاسفم که با این دوست شدم از همون اول هم هیز بود تصمیم گرفتم که باهاش کات کنم اره باهاش کات میکنم

ویو کوک
کوک : ای خدا این همه جا باید بشینم پیش این روانی شاید الان میگید چرا ؟‌ چون پدرم مجبورم کرده با این دختره هرزه ازدواج کنم تقریباً دوتا میز جلویی مون یه دختر خیلی کیوت در این حال خشن نشسته بود ( منظورش ات هست) ازشش خوشم اومده بود وقتی زنگ خورد رفتم از کناریش پرسیدم که دوست پسر داره گفت آره یجورایی ناراحت شدم

ویو ات

رفتم به مکس بگم که می‌خوام باهات کات کنم داشتم میرفتم که بهش رسیدم
مکس: چطوری بیب
ات: مکس من باید یه چیزی رو بهت بگم
مکس: بگو ( باترس)
ات : مکس من می‌خوام ازت جدا شدم
مکس: ات چرا چرت و پرت میگی
ات: چرت و پرت نمیگم تو همش داری با دخترا لاس میزنی و همش دور اونایی
مکس : ات چیزه ... آها اون دختره رو میگی اگه اون رو میگی اون فقط ازم جزوه میخواست
ات: واقعا
مکس: اره بخدا
ات باشه ولی فقط یه فرصت بهت میدم که خودتو ثابت کنی
مکس:باشه بهت قول میدم




بیهه دیگه برو خونتون
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

dark love

پارت ۱۹ 🖤مین‌سو لبخند کوتاهی زد.— «قبل از اینکه بترسی، فقط م...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط