به زیباییه مشکی
𝐀𝐬 𝐛𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐚𝐬 𝐛𝐥𝐚𝐜𝐤
#به_زیباییه_مشکی.
پارت۱۸
لیندا:
اره خودش بود اسلحش رو اورد بالا و
صدای مهیبی همه جارو فرا گرفت
شلیک کرد.....
ویو کوک
صدا از روبه روم اومد اما به من نزد یکی جلوم بود
اون....
ویو ات
اون صدای مهیب هنوز تو گوشام اکو میشه
بدنم خیس شده
با خیسیه لباسم دوهزاریم افتاد
درسته تیر خوردم خودمو صبر جئون کردم نمیخوام کسی به جز من بکشش
با شکمم شلیک شده بود اون فرد
ملینا بود
اسلحم رو بالا اوردم و با تمام توان ماشه رو فشار داد
کم کم دوروبرم تاریک شد اما مطمئنم شلیک کردم و به هدف خورده....
لیندا:
باز هم بوی عن نه چیز الکل بیمارستان..
ات عادت نداشت به این چیزا
وقتی زخمی میشد یا براش مهم نبود خودش خوب میشد یا خودش تو خونه زخمش رو میبست
ویو ات
با بوی الکل ضدعفونی صدای دستگاه ها هوشیاریمو به دست اوردم بیمارستان بودم جونگ کوک بود تهیونگ بود لیسا بود
حوصله اینا رو نداشتم سریع بلند شدم سرمو مثل چسب زخم کندم و کتمو برداشتم و رفتم به طرف در و قبل رفتن گفتم
+هی تهیونگ انقدر با همکارم لاس نزن
ویو کوک
ات به هوش اومده بود بلند شد و سرم رو از دستش کشید و کتشو برداشت رفت سمت در و به تهیونگ گفت لاس نزن جدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+و تو جئون انقدر زل نزن بهم مگه خوشگل ندیدی؟
_چرا خوشگل دیدم ولی میمون نه
+عوضیییییی
ادامه دارد....
امشب میخوام یه عالمه پارت بزارممممم اونم اخریییی شرط داره
#به_زیباییه_مشکی.
پارت۱۸
لیندا:
اره خودش بود اسلحش رو اورد بالا و
صدای مهیبی همه جارو فرا گرفت
شلیک کرد.....
ویو کوک
صدا از روبه روم اومد اما به من نزد یکی جلوم بود
اون....
ویو ات
اون صدای مهیب هنوز تو گوشام اکو میشه
بدنم خیس شده
با خیسیه لباسم دوهزاریم افتاد
درسته تیر خوردم خودمو صبر جئون کردم نمیخوام کسی به جز من بکشش
با شکمم شلیک شده بود اون فرد
ملینا بود
اسلحم رو بالا اوردم و با تمام توان ماشه رو فشار داد
کم کم دوروبرم تاریک شد اما مطمئنم شلیک کردم و به هدف خورده....
لیندا:
باز هم بوی عن نه چیز الکل بیمارستان..
ات عادت نداشت به این چیزا
وقتی زخمی میشد یا براش مهم نبود خودش خوب میشد یا خودش تو خونه زخمش رو میبست
ویو ات
با بوی الکل ضدعفونی صدای دستگاه ها هوشیاریمو به دست اوردم بیمارستان بودم جونگ کوک بود تهیونگ بود لیسا بود
حوصله اینا رو نداشتم سریع بلند شدم سرمو مثل چسب زخم کندم و کتمو برداشتم و رفتم به طرف در و قبل رفتن گفتم
+هی تهیونگ انقدر با همکارم لاس نزن
ویو کوک
ات به هوش اومده بود بلند شد و سرم رو از دستش کشید و کتشو برداشت رفت سمت در و به تهیونگ گفت لاس نزن جدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+و تو جئون انقدر زل نزن بهم مگه خوشگل ندیدی؟
_چرا خوشگل دیدم ولی میمون نه
+عوضیییییی
ادامه دارد....
امشب میخوام یه عالمه پارت بزارممممم اونم اخریییی شرط داره
- ۶۴۳
- ۲۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط