{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part76

مینسو: بار اخرت باشه اینو میگی من و جینسو به جونگکوک اعتماد داریم و میدونستیم که چقدر دوست داره
جینسو: ا/ت تو گفتی با یانگسویی
ا/ت: میشه دخالت نکنی تو زندگیم
جینسو: خب سواله برام
ا/ت: سوال نباشه منو جینسو باهم نبودیم یعنی چطور بگم فراموشش کن
مینسو: بزار من ساده تر بگم میخواست جونگکوک حسودی کنه و کم نیاره گفت با یانگسو
ا/ت: اره
یه پیامی از گوشیم اومد شماره بود
∆: چطوری خوشگله؟ دوست پسر داری؟
ا/ت:سلام اره دارم خوبشم دارم 😛
∆:ـ😂
ا/ت: کوک میشه امروز همو ببینیم دوباره😇🙂
کوک: باشه 😉
ا/ت: میام خونت دوباره امشب:)🌼💋
کوک: شب میمونی 😅😛
ا/ت: نه😅
کوک:مهم نیست بیا♡دلم برات تنگ میشه♡
ا/ت: باشه میام😁🌸
کوک:💕منتظرتم💕🌼💐🌻
ا/ت: 💋💋

یک هفته بعد
کوک: اصلا بازی بلد نیستی
مینسو: نه تو بلدی؟
کوک: اره میفهمی برنده کیه
مینسو: ا/ت نمیخوای به داداشت کمک کنی
ا/ت: بزار من بازی کنم جونگکوک به من سخت نمیگیره
کوک: جان؟ سخت نمیگیرم بیا بازی کن ببین سخت میگیرم یا نه
مینسو:خب من برادر دوست دخترتم سخت نگیر
کوک:از خواهرت استفاده نکن تو نمیتونی منو ببری
ا/ت:راستمیگه داداش تو نمیتونی جونگکوک ببری شکست قبول کن
مینسو: جونگکوک نمیزارم دیگه با ا/ت بری سرقرار
کوک: منو تهدید نکن
مینسو: اوکی
رفتم نزدیکشون
ا/ت: منم میخوام بازی کنم
مینسو: اگه من بردم میدم بازیکنی
ا/ت: باشه
رفتم رو پای جونگکوک نشستم
کوک: نمیتونی حواس منو پرت کنی من برنده میشم
گونشو بوسیدم
کوک: نکن
ا/ت: دوست دارم انجام میدم
یه نگاهی بهم کرد لبشو بوسیدم نزاشتم بازی کنه
مینسو: من برنده شدم
از جونگکوک فاصله گرفتم
مینسو: باخت قبول کن اقای جئون
کوک: همش تقصیر ا/ت بود
مینسو: خواستی حواستو جمع کنی
ا/ت: داداش پیش میاد اشکالی نداره
کوک: باهاتون قهره
مینسو: باشه ا/ت بیا بازی کنیم
ا/ت: باشه جونگکوک کمکم میکنی؟
کوک: نه
ا/ت من بلد نیستم
بعد از چند دقیقه
ا/ت: اگر بردم بوست میکنم جونگکوک کمکم کن
مینسو: نه نه جونگکوک من بردم منم بوست میکنم
کوک: دسته رو بده من
ا/ت: بیا
تق تق تق
ا/ت: میرم درو باز کنم
رفتم درو باز کردم
هانا: سلام
ا/ت: هانا
هانا: میتونم باهات حرف بزنم
ا/ت: بیا داخل
هانا: سلام
مینسو: سسلام
کوک: تو اینجا چیکار میکنی ببین اگر اومدی چرت و پرتی بگی دیگه نمیزارم زنده بمونی
ا/ت: جونگکوک حرف نزن
هانا: اومده بودم با ا/ت حرف بزنم حالا شما دوتا هم هستید مشکلی نیست من دو ساعت دیگه پرواز دارم میخوام برم ولی قبلش میخوام از ا/ت معذرت خواهی کنم هرچی مشکل داشته من برای او درست کردم اول اینکه مجبورت کردم بری خارج ژاپن و بعد لباس پاره ای اوردم گفتم تو لباسمو پاره کردی و بعد هم تو کیفت گوشواره هامو گذاشتم بعد هم که حاملگیم باعث شد..

#فیک
دیدگاه ها (۳)

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

قمار یا زندگی پارت۴۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط