این چه عشقیه پارت 5(لباس هانا رو الان گذاشتم ببینید)

این چه عشقیه پارت 5(لباس هانا رو الان گذاشتم ببینید)


ـ دقیقا کجاش فرق داره؟
کانگ ـ این بار با خود خواننده میرقصی
ـ اگه اون مثل اون مردیکه چو موجین باشه چی؟

ـــــــ فلش بک دوسال قبل ــــــ

( گایز هانا بخاطر یه اجرا مجبور بود با یه دنسر مرد همکاری کنه اما اون مرد میخواست تجاوز کنه بهش)

سر تمرین بودیم هعی موجین دستشو یواشکی میبرد سمت پام این بار اولش نبود بار 1000 بود اعصابم خورد شد ازش فاصله گرفتم

ـ میشه دستتو از رو پام برداری؟*با صدای بلند *

اهنگو قطع کردن

خواننده ـ هانا چی شده؟
ـ اقای مین، موجین هعی دستشو میزاره رو پام
خواننده ـ موجین؟ هانا راس میگه؟
موجین ـ نه من این کارو نکردم
ـ چه پرو میگه من این کارو نکردم
خواننده ـ هانا اروم باش
ـ اقای مین من نمی تونم اروم باشم اگه قرارع این جوری باشه دنبال یکی دیگه باشین*از اونجا میره*
خواننده ـ هانا صب کن*با صدای بلند *

ــــــ فلش بک زمان حال ـــــ

کانگ ـ بهم اعتماد کن
ـ اعتماد دارم اما...
کانگ ـ اما چی؟
ـ.....

کانگ نشست روبه روم

کانگ ـ موافقی؟
ـ خب میترسم
کانگ ـ ببین اگه نمیخوای تا برم سراغ لیا؟

تا اسم لیا اومد فوری قبول کردم

ـ قبوله
کانگ ـ واقعا؟
ـ اره
کانگ ـ پس امروز باهاش مالاقات میکنی اونم برای ساعت پنج
ـ اوکیه

کانگ میخواست بره که...

ـ میگم چه اهنگی برای تأیین سطح انتخاب کنم؟
کانگ ـ بنظرم اهنگ "Deep"
ـ باشه

اهنگه "Deep" دانلود کردم بچه ها داشتن ناهار میخوردن اما من داشتم اهنگو کار میکردم یه تیکشو نمی تونستم انجام بدم برای همین کانگ و جنی و الویا کمکم کردن و ساعت 4 تموم شد

کانگ ـ هانا برای این اهنگ دیگه کافیه اما اون تیکه رو حتما انجامش بده
ـ باشه

از بچه ها خداحافظی کردم لباسای خودمو پوشیدم و رفتم به ادرسی که کانگ بهم داده بود گشنم بود اما نمیتونستم چیزی بخورم چون ممکن بود نتونم تأیین سطح قبول بشم برای همین تحمل کردم بلخره رسیدم به یه شرکت خیلی بزرگ رفتم داخل از منشی پرسیدم که به کدوم اتاق برم همه داشتن چپ چپ نگای من میکردن اینا چه مرگشونه
بلخره رسیدم به یه اتاق در زدم و اجازه ی ورود داد تا در رو باز کردم سلام کردم و تعظیم کردم وقتی سرمو اوردم بالا اون خواننده کسی جز...

فشار بخورین 🤣✨
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی جیمین پارت پنجم

یونگی: من که گفتم روانی هستم حالا زود باش قبول میکنی یا نهها...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸صبح روز بعد___________...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

{انیمه/اوسی/فن آرت/آرت/اوسی مای هیرو آکادمی}به به ببینید چه ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.5کانگ وو:ای بابا ....

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط