A Shadow Named You

A Shadow Named You
سایه‌ای به نام تو
P.40

(روایت از زبان جونگ‌کوک)

ساعت از یازده گذشته بود.

از اتاق کارم بیرون اومدم و به سمت سالن رفتم.

ا.ت روی مبل نشسته بود و گوشی‌اش رو مرتب چک می‌کرد.

- هنوز بیداری؟

+ به تو ربطی نداره.

بدون توجه به جوابش، لیوان آبم رو روی میز گذاشتم.

- جی‌هون دوباره تماس گرفت؟

سرش رو سریع بالا آورد.

+ از کجا می‌دونی؟

- سؤال سختی نبود.

گوشیش رو محکم توی دستش گرفت.

+ می‌خوام باهاش حرف بزنم.

- فردا.

+ هااااان؟!

- گفتم فردا. امشب دیگه وقتش رو نداری.

با عصبانیت بلند شد.

+ تو نمی‌تونی منو کنترل کنی!

نگاهش کردم.

- هنوز داری همون حرف‌ها رو تکرار می‌کنی؟

+ چون هنوز نفهمیدی!

چند لحظه سکوت کردم و بعد به سمت پله‌ها رفتم.

- شب بخیر، خانم جئون!! (مردیم و خانم جئون صدا زده نشدیم...)

صدای اعتراضش رو پشت سرم شنیدم، اما برنگشتم.

وقتی وارد اتاقم شدم، گوشیم لرزید.

پیام از همون شخصی بود که مأمور تحقیق درباره‌ی جی‌هون کرده بود.

«قربان، اطلاعاتی پیدا کردیم. اما فکر می‌کنم بهتره این موضوع رو تلفنی بهتون بگم.»

لبخند خیلی کمرنگی روی لبم نشست.

تماس گرفتم.

- حرف بزن.

صدای مرد جدی بود.

■ قربان... چیزی که پیدا کردیم، همه‌چیز رو تغییر می‌ده.

لبخندم محو شد.

- دقیقاً چی پیدا کردی؟......

ادامه دارد............

خب، برای پارت بعدی
۴۵ لایک
۳۵ کامنت
۱۶ بازنشر
لایک پارت های قبلی بالای ۲۵
کامنت پارت های قبلی بالای ۳
بازنشر پارت های قبلی بالای ۵
دیدگاه ها (۳۹)

THE BLACK CONTRACTقرارداد سیاهP.03 | مردی که مرده بودساعت ۱۰...

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMSدختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی...

پارت پنجم

چند پارتی (درخواستی)

قسمت یک

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

من: هعییییییییییی خدامن: سلام...من: اومدم پارت بدم😃من: بخاطر...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۱:به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط