𝚙𝚊𝚛𝚝⁵²

عشق یا نیاز( 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐨𝐫 𝐧𝐞𝐞𝐝)𝚙𝚊𝚛𝚝⁵²

_دوست دارم و به آرزو هات احترام میزارم + کوک بهترین مرد تو زندگیم هستی .....

‌.
.
.
.
امروز رفتم کمپانی + سلام دارلینگ های من . سوزی: سلام هه جی چانگ: اوه اومدی دوسوگ: هووووووو سلام + دختر یواش تر. دو سوگ : باشه. + خب خانم لیدر قرار چیکار کنیم . چانگ: اومم نگاه کن یه آهنگ نوشتم ببینید . دوسوگ: بزار ببینم اینجاش گیتار زدن خوبه + و اینجاش یه ویالون ...... + اوفف خسته شدم بزار ببینم خوب شد. آهنگی که داشتیم روش کار میکردیم رو ضبط کردم گوش که کردم عالی شده بود اینو دادیم به شی آه + خوبه. شی آه: اینجاش یه نت کم‌داره اون با من ( شی آه سازنده موسیقیدان همراه با دستیارش هست ) برای امروز فقط اهنگ تمرین کردیم و رفتیم خوابگاه.... فردا هم لی سوهو باهامون دنس کار کرد...... الان همه چی آماده بودیم و آهنگ رو هم تو اینترنت آپلود شده و قراره که برای ماما آماده شیم امروز با کوک قرار گذاشتم.....+ کوک _ واو خاشوکم بیا بغلم اوفففف + دلم برات تنگ شده بود . _ اوه دختر باهوش من آهنگتون عالی بود مشتاقانه منتظر جنگیدن باهاتم برای ماما هفته ی دیگه + اوه پس به جنگ دعوتت میکنم _ ما می‌بریم + اوک ببینیم. بعد دوتایی زدیم‌زیر خنده . طول هفته همش تمرین میکردیم این‌اولین اجرامون بود و نباید خرابش میکردیم....... بلاخره یک هفته سختی گذشت و الانم اظطراب اینکه بد اجرا کنم رو دارم . دو سوگ : هه جی چرا تو غمی + میترسم خراب کنم و کار شما ها خراب شه . دو سوگ : ما کلی تمرین کردیم پس میتونیم باشه + باشه. رفتیم برای گریم صورت و لباس هامون هم پوشیدیم ( عکس لباس پنج‌تاشون رو میزارم ) و بعدش هم رفتیم قسمت اونجایی که آیدل ها میشینن هنوز شلوغ نشده بود و سرم تو گوشی بود که سوزی بهم گفت : نگاه بی تی اس رو . چانگ : هه جی دوست پسرت میخاد مخ بزنه + ععع اگر مخ بزنه من میدونم و اون . گوشیمو گرفتم جلو صورتم و رفتم تو دوربین گوشیم ببینم کجا میره بله جلوی ما نشستن + میگم چقدر دلم میخاد الان آب بریزم رو همشون. دو سوگ: هه جی هر وقت دوباره دیدیشون به من بگو بیام بریزم . + باشه باشه . از پشت سرم می‌شنیدم که درباره‌ی ما حرف میزنن انگار از این مسئول ها بودن . یکی: اینا همون گروه جدیدا اسمشون چی بود آها گروه اسوان ( همینطوری بعد از کلی به مخم فشار آوردم نوشتم حیح ) آهنگشون رو شنیدی عالیه . واو گفت عالیه چه خوب. نگاهی به کوک کردم برا خودش تو شک بود بهش پیام دادم . + سلام کوکی _ سلام هه جی کجایین شما + پشت سرت. یه نگاهی کرد و چشمک زد‌ و گفت _ به به چه خوشگل شدی البته همیشه بودی + بله دیگه آقای ما هم جذاب شده ..‌....

اینم سه پارت که قول دادم حیح
دیدگاه ها (۲۳۲)

رئیس دوست داشتنی من پارت دوازدهمصبح بود من به سرکار اومدم ته...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

Love and the MoonPart 50ویو یونا● بعد از چند دقیقه به شرکت ر...

اجبار به بدبختی پارت ۲۳

Kim v

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط