{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو از کوچه گذر کردم و. مهتاب نبود

بی تو از کوچه گذر کردم و. مهتاب نبود
عکسی از روی دلارای تو در آب نبود

یادم آن روز بیامد که در آن کوچه ی عشق
بخت بدبخت من آلوده ی این خواب نبود

کوچه ی گرم و صمیمی که تو در آن بودی
بی رخت گرم تر از آخر سرداب نبود

باد در خالی آن پنجره غوغا می کرد
کاشکی دست کمش پنجره بی تاب نبود

نارون اشک من آهسته تماشا می کرد
پیچک کوچه هم از دست تو شاداب نبود

چشمه کوچه که از مهر تو در جوشش بود
بی تو خشکید و دگر جز خود مرداب نبود

کوچه شعری به من انگار که الهام نکرد
در هوایش اثری از غزل ناب نبود
دیدگاه ها (۱)

بزن که سوز دل من به ساز میگوییزساز دل چه شنیدی که باز میگویی...

قلب من غم دارد امشب گریه می‌خواهد دلـــــمقلب من شمع است پر ...

از تو بعید نیست جهان عاشقت شودشیطانِ رانده، سجده کنان عاشقت ...

پریشان بوده ام با تو، شدم بی تو پریشان تراگرچه منزوی بودم شد...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

پارت شش

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت ۲۰:

p : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط