{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو

وقتی پدرو‌ مادرشون نمیزاره با تو باشن

*درخواستی*

جین: خب این مهم نیست مهم اینه که ما همدیگه رو دوست دارین هوم چاگیا

شوگا: تهش دزدکی ازدواج میکنیم ناراحت نباش

جیهوپ: مطمئنم اگه بیشتر باهات حرف بزنن مثل من عاشق ات میشن

نامجون: نترس یجوری راضیشون میکنم

جیمین: حتی اگه اوناهم راضی نباشن من بازم باهات ازدواج میکنم

تهیونگ: به مامان باباش میگه که باهات بهم ریخته اما بازم باهات قرار میزاره

کوک:ا/ت نظرت چیه حامله ات کنم بعد دیگه ننه بابام راضی میشن

(وقتی ادمین رد داده...
دیدگاه ها (۷)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

تکپارتی‌ &کوک&وقتی:``همش‌ توی‌ خونه‌‌ای و‌ نمیزاره....``پیشن...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

ابلیس

پارت یک رمان جدید ( هنوز اسم نداره 🤣 )

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط