{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mine✨

Mine✨
Part:12

لوکاس:قربان جیکوب مراسمی گرفته و از قضا شما به همراه همسرتون هم دعوتید
جونگکوک:مراسم چی
کیت:به گفته جاسوسان ما زن جیکوب بارداره و به همین دلیل جشن گرفته
جونگکوک:این جشن نیست فقط میخواد بفهمه که من و رایلی واقعا بهم علاقه داریم یانه میخواد سردربیاره به اجبار ازدواج کردیم یانه
لوکاس:ولی چرا باید همچین چیزی رو بخواد بفهمه
جونگکوک:اون موش کثیف از هر روشی استفاده میکنه تا مارو زمین بزنه اگر بفهمه ازدواج ما از روی علاقه واقعی نیست رایلی رو از سر راه برمی‌داره و دختر بزرگش و برای ازدواج با من جلو میاره
کیت: ولی دختر بزرگ جیکوب فقط ۱۶سالشه
جونگکوک:هرچیزی از اون برمیاد
لوکاس :درسته اون به بچه خودش هم رحم نمیکنه
جونگکوک:حالا جشن چه روزی برگزار میشه
گالی:شنبه دوهفته دیگه
جونگکوک:خوبه تا اونموقع براتون ماموریت دارم میخوام با دیگو معامله کنین
لوکاس:برای چی
جونگکوک:اون ضعیفه باید زیر سلطه خودمون نگهش داریم اون میتونه کلیدی باشه برای نابودی جیکوب
کیت:ولی چطوری
جونگکوک:دیگو برادر ناتنی جیکوبه از بچگی بهش حسودی میکرد اون از کمترین اهمیت برخوردار بود توی خانواده حتی الانم کارای زیادی انجام نمیده ما باید متحدانمون رو بیشتر کنیم
جیمین:پس ما درستش میکنیم
جونگکوک:تهیونگ کی برمیگرده
گالی:اون گفت بزودی به آمریکا برمیگرده
جونگکوک:خوبه جلسه امروز تمومه حواستونو جمع کنید جیمین و لوکاس هم با من بیان که کارهای قشنگی داریم
جیمین:من عاشق این کارهای قشنگ توعم رئیس

(جیمین پسر خاله ی جونگکوک و تهیونگ هم پسر یکی دیگه از خاله های جونگکوکه نسبت فامیلی دارن)

حمایت فراموش نشه ستاره هاممم ✨
دیدگاه ها (۳)

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

مافیای من

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟏نباید با دیدن زیبایش جا بخوره.به خودش قول...

#برادر ناتنی من

من امده ام وای وایهیهیهیهی🗣(ساعت ۷:۳۵ دقیقه کلاس۳)در حالی هم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 30همونطور که فاصله ص...

part:3{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

My_idol

My lovely neighbor part : ۷۶

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط